به دنبال بروز اعتراضات اخیر در نقاط مختلف کشور، جبهه اصلاحات استان قزوین با انتشار بیانیهای رسمی، ضمن تحلیل زمینههای شکلگیری نارضایتیهای اجتماعی، نسبت به مخاطرات تداوم وضعیت موجود هشدار داد و بر ضرورت بازنگری جدی در سیاستهای حاکمیتی تأکید کرد.
هشت سال است که چشمبهراه سقفیاند؛ زنانی که هر روز در میان دلهره اجارهخانه، نگاه فرزندانشان و وعدههای تکراری مدیران، بار سنگین زندگی را به دوش میکشند. مهرگان، که قرار بود مأوای امن خانوادههای بیپناه باشد، امروز برای بسیاری از مددجویان کمیته امداد به نماد یک انتظار طولانی تبدیل شده؛ انتظاری که هر بار تاریخ تازهای پیدا میکند اما هیچگاه به روز تحویل نمیرسد.
چرخهای ویلچر روی شیب تند میلغزند. صدای ساییدهشدن فلز بر آسفالت، در همهمه عصرگاهی خیابان گم میشود. نگاهها میآیند و میروند؛ بیآنکه مکثی کنند. اینجا شهر است؛ جایی که برای بسیاری فقط یک رفتوآمد معمولی است، اما برای بعضیها، هر قدمش آزمون است. آزمونی که نه از ناتوانی بدن، که از ناتوانی شهر میآید. این گزارش، روایت ترحم نیست؛ روایت مسئولیت است. روایت فاصلهای عمیق میان قانون و زندگی. فاصلهای که هر روز، در کوچهها، پیادهروها و ساختمانهای شهر، خودش را تکرار میکند.
«احمد میدری» در قزوین با زبانی آرام و آکادمیک سخن گفت؛ زبانی که بیش از آنکه نوید تغییر بدهد، تلاش میکرد بحران را «قابلتحمل» توضیح دهد. سخنان او، بهویژه درباره بازگشت کوپنهای حمایتی و الگوگیری از تجربههای دهه۶۰، نشانهای روشن از رویکرد دولتی است که به جای ترسیم افق، به مدیریت اضطرار روی آورده است. کوپن، کالابرگ و سیاستهای حمایتی مقطعی، بیش از آنکه برنامهای برای خروج از بحران باشند، مسکّنهایی برای مهار تبعات آن هستند.
سخنگوی دولتی که بیش از آنکه از تحقق «وعدهها» سخن بگوید، به روایت «علتها» پناه میبرد؛ دولتی که زبانش بیشتر زبان توضیح شرایط بحرانی است تا یادآوری تعهداتی که با آنها مردم را پای صندوق رأی آورد. «فاطمه مهاجرانی» درسفرش به قزوین نیز همین مسیر را ادامه داد: تشریح جنگ ترکیبی، برشمردن فشار تحریمها، اشاره به فرسودگی سرمایه اجتماعی و تأکید بر ناگزیربودن اصلاحات. روایت او منسجم بود، اما پرسش اصلی همچنان بیپاسخ ماند؛ اینکه در میان این همه «چرایی»، سهم «چه باید کرد» کجاست؟
استعفای «یوسف کرمی» رییس جبهه اصلاحات و دبیر حزب اتحاد ملت استان قزوین را نمیشود صرفاً یک تصمیم تشکیلاتی دانست؛ این کنارهگیری، بیش از هر چیز، واکنشی است به فرسودگی سیاست. کرمی که سالهاست در متن کنش سیاسی قزوین حضور دارد، این بار نه با بیانیهای پرشور و نه با دعوای رسانهای، بلکه با نوشتن یک نامه سنگین، خط خود را روشن کرد.
پیانو از آن سازهایی است که کمتر کسی است بگوید دوستش ندارد و یا با صدای جادویی رقص انگشتها بر کلاویههای سیاه و سفید آن روح و جانش آرام نشود. «ندا بغدادی» مدرس پیانوست. سازی آرام برای تمام فصول و در این زمستانی که چندان هم شبیه زمستان نیست با او به گفتوگو نشستیم تا از پیانو بگوید و تدریس آن.
تورم لجامگسیخته، دغدغههای معیشتی، فشار تحریمها و سایه تبعات سیاسی–اجتماعی پس از «جنگ ناجوانمردانه 12روزه» زندگی روزمره را به یک آزمون دائمی تبدیل کرده است؛ آزمونی که فقط در بازار و خانهها جریان ندارد، به دانشگاه هم رسیده. دانشگاهی که زمانی مرکز بحثهای پرشور و کانون سیاستورزی بود، امروز بیش از هر چیز زیر فشار «اقتصاد» و «آینده مبهم» نفس میکشد. همین واقعیت، در نشست پرسش و پاسخ دانشجویی با نمایندگان استان قزوین در مجلس شورای اسلامی با عنوان «بر مدار مجلس» خودش را نشان داد: سالن پر نشد.
بازار شلوغ است، اما نه پرهیاهو. چند روز مانده به طولانیترین شب سال، علافراسته بازار سنتی قزوین مملو از رفتوآمد است، اما سنگینی فضا را میشود در نگاهها دید؛ نگاههایی که بیشتر از آنکه به انتخاب فکر کنند، درگیر حسابوکتاباند. مردم مقابل بساط میوهفروشان و آجیلفروشان مکث میکنند، قیمتها را زیر لب مرور میکنند و بسیاری، بیآنکه چیزی بخرند، عبور میکنند.
نماینده مردم قزوین، البرز و آبیک در مجلس شورای اسلامی، در پاسخ به سؤال خبرنگار فروردین امروز درباره رویکرد هیأت نظارت بر انتخابات شوراها، تأکید کرد: پایبندی به قانون، صیانت از حقوق ملت و فراهمسازی زمینه مشارکت حداکثری مردم با سلایق و تفکرات مختلف، محور تصمیمگیری ما در بررسی صلاحیتهاست.